نسبت دادن مفاهیمی مانند «امواج آلفا و تتا»، «فرکانس درمانی ۴۳۲ هرتز» یا اثر اختصاصی هر مقام بر EEG به ابونصر فارابی، از نظر تاریخی نادرست است. فارابی در قرن دهم میلادی نه EEG میشناخت و نه فرکانس را برحسب هرتز اندازه میگرفت. اهمیت واقعی او در جای دیگری است: در کتاب الموسیقی الکبیر، موسیقی را بهصورت یک سامانهٔ چندلایه شامل ویژگیهای فیزیکی صوت، نسبتهای زیر و بمی، سازمان زمانی، ادراک، لذت، تخیل و انفعال تحلیل میکند و میان ویژگی ساختاری موسیقی و تغییر حالت روانی رابطهای نظاممند برقرار میسازد. همین معماری نظری است که، با احتیاط تاریخی، با برخی مدلهای امروزی علوم اعصاب موسیقی، predictive processing، neural entrainment و emotion regulation قابل مقایسه است.
فارابی موسیقی را جزو علوم ریاضی قرار میدهد، اما نظریه را به عدد تقلیل نمیدهد؛ تجربهٔ شنیداری و اجرای واقعی نیز برای او اهمیت دارد. الموسیقی الکبیر بهسبب همین تلفیق ریاضیات، فیزیک صوت، ادراک و روانشناسی یکی از مهمترین رسالههای موسیقی در جهان اسلام قرون وسطی بهشمار میرود.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است