.. و در جهانی که قصهها تمام نمیشوند، این به موقعترین پایان است....
.. و در جهانی که قصهها تمام نمیشوند، این به موقع...
14:15
253
6 ماه پیش
14:15
بیست و چهارم: به شکل یک زن
115
6 ماه پیش
انگار که دنیا با طلوع آن روز شروع و با غروبش تمام شود، بی هیچ قبل و بعدی...
انگار که دنیا با طلوع آن روز شروع و با غروبش تمام ...
09:07
115
6 ماه پیش
09:07
بیست و سوم: رسیدن
101
6 ماه پیش
دنیا بزرگتر از آن است که آدمها نروند و کوچکتر از آن که برنگردند....
دنیا بزرگتر از آن است که آدمها نروند و کوچکتر ا...
06:12
101
6 ماه پیش
06:12
بیست و دوم: زیردریایی پرنده
56
6 ماه پیش
نمیخواستم بیشتر نزدیکم شود.نمیخواستم دورتر از این برود.نمیخواستم همینجایی که هست بماند.....
نمیخواستم بیشتر نزدیکم شود.نمیخواستم دورتر از ای...
08:28
56
6 ماه پیش
08:28
بیست و یکم: سرسره
68
6 ماه پیش
آدمهای رویایی کجا باید پایشان را روی زمین بگذارند؟ و اگر نگذارند چه؟ و اگر دلشان نخواهد چه؟ و اگر رویایی بودن اصلا چیز بدی نباشد چه؟...
آدمهای رویایی کجا باید پایشان را روی زمین بگذارند...
08:11
68
6 ماه پیش
08:11
بیستم: احتمالا قرمز
51
6 ماه پیش
او تعریف میکرد و زندگی که در هجده سالگیام یخ زده بود، قطره قطره در تن بیست و هشت سالهام جاری میشد.....
او تعریف میکرد و زندگی که در هجده سالگیام یخ زده...
05:51
51
6 ماه پیش
05:51
نوزدهم: به یاد آوردن
54
6 ماه پیش
مهم نیست چقدر عاشق باشی، زمان جزئیات را از یاد عاشقترین افراد هم میبرد....
مهم نیست چقدر عاشق باشی، زمان جزئیات را از یاد عاش...
06:32
54
6 ماه پیش
06:32
هجدهم: مرا با تو ماجرایی هست
97
7 ماه پیش
باید بگردی. باید خیلی بگردی؛ نه در افراد بلکه در یک فرد. باید آنقدر زیر و رویش بکنی تا بتوانی با چشمهای بزرگسالت، رگههای قرمز وجودش را پیدا کنی. رگههای قرمزی که گاه آنقدر پشت پوست و استخوان و فکر ...
باید بگردی. باید خیلی بگردی؛ نه در افراد بلکه در ی...
07:29
97
7 ماه پیش
07:29
هفدهم: آدمها
102
7 ماه پیش
فهمیدم خیابانها پر است از آقا و خانمهای آبیای که روزی قرمزترین رنگ دنیای کسی بودهاند. فهمیدم چقدر آدم توی کولهپشتیهای دوران دانشگاه این و آن تنها ماندهاند و فهمیدم هواپیماها دست کم یک بار هرکدا...
فهمیدم خیابانها پر است از آقا و خانمهای آبیای ک...
06:55
102
7 ماه پیش
06:55
شانزدهم یا همان قسمت آخر: بنفشی که قرمزش بیشتر باشد
اگر خیال قرمز او نبود، روزهای آجری تنهایی به این سادگیها نمیگذشت...
اگر خیال قرمز او نبود، روزهای آجری تنهایی به این س...
10:00
234
2 سال پیش
10:00
سیزدهم: آبرنگ
389
2 سال پیش
در تمام قصههایی که خوانده بودم کسی کسی را دوست داشت اما آن فرد میرفت. در هیچکدام از داستانها کسی که عاشق بود خودش دست به رفتن نمیزد.....
در تمام قصههایی که خوانده بودم کسی کسی را دوست دا...
05:27
389
2 سال پیش
05:27
دوازدهم: بادکنک
128
2 سال پیش
اگه یه نفر یه بادکنکو محکم بگیره و یه باد شدید هم بیاد.. اونوقت اون بادکنکه میمونه؟ یا میره؟.... یا میترکه؟...
اگه یه نفر یه بادکنکو محکم بگیره و یه باد شدید هم ...
07:19
128
2 سال پیش
07:19
یازدهم: همفردا
149
2 سال پیش
اما او توی نقاشیها و لابهلای رنگها بزرگ شده بود....
اما او توی نقاشیها و لابهلای رنگها بزرگ شده بود...
08:11
149
2 سال پیش
08:11
دهم: سهشنبه
141
2 سال پیش
خدایا یه کاری کن آدما اونجایی باشن که دلشون اونجاست..فکر میکنم اگر روزی این دعا برآورده شود هیچ آدمی توی خانهاش، شهرش و یا حتی این دنیا نمیماند. ما آدمها خیلی وقتها دور از دلمان زندگی میکنیم....
خدایا یه کاری کن آدما اونجایی باشن که دلشون اونجاس...
05:56
141
2 سال پیش
05:56
نهم: پناه
155
2 سال پیش
وقتی کسی که دوستش داری نامت را صدا میزند، تازه میفهمی چقدر اسمت را دوست داری.....
وقتی کسی که دوستش داری نامت را صدا میزند، تازه می...
10:20
155
2 سال پیش
10:20
هشتم: به شعاع من
202
2 سال پیش
جوری سیگار میکشید که انگار آخرین ذرههای امیدواریاش لابهلای دود و سرفه از او جدا میشد...
جوری سیگار میکشید که انگار آخرین ذرههای امیدواری...
08:30
202
2 سال پیش
08:30
هفتم: دورتر از آینده
170
2 سال پیش
من فکر می کنم زیر زمین پر از صدا باشه....
من فکر می کنم زیر زمین پر از صدا باشه.
05:53
170
2 سال پیش
05:53
ششم: سکوت
170
2 سال پیش
حرفها حجم دارند. قورتشان که میدهی گلویت درد میگیرد. حرفها هضم نمیشوند. آنقدر میمانند تا از دهانت بریزند بیرون.....
حرفها حجم دارند. قورتشان که میدهی گلویت درد میگ...
08:50
170
2 سال پیش
08:50
پنجم: کولهپشتی
195
2 سال پیش
به نظر تو وقتی آدم انقدر کسیو دوست داره، کار احمقانهای نیست دونستن قیافش؟ ما قیافهی آدما رو میبینیم تا بشناسیمشون.. وقتی تو اون آدمو هرجایی که باشه حس میکنی، نیازیه که بدونی چه شکلیه؟...
به نظر تو وقتی آدم انقدر کسیو دوست داره، کار احمقا...
07:34
195
2 سال پیش
07:34
چهارم: آقای قرمز
320
2 سال پیش
حالا میفهمم این خاصیت عشق است. کسی برای تو متفاوت میشود، کسی برای تو قرمز میشود که برای دیگران یک عابر است....
حالا میفهمم این خاصیت عشق است. کسی برای تو متفاوت...
07:32
320
2 سال پیش
07:32
سوم: باید
461
2 سال پیش
گاهی با خودم تصور میکردم که بابا شبها برایم شعر مینویسد و تمام آن حرفهایی که یک عمر گفته نشد، تمام آن مراقب خودت باشهایی که سکوت شد، جایی مکتوب است، جایی شعر شده است....
گاهی با خودم تصور میکردم که بابا شبها برایم شعر ...
06:51
461
2 سال پیش
06:51
دوم: سیاه و زیبا
368
2 سال پیش
کسی که میرود پیش خدا چقدر دور میشود؟...
کسی که میرود پیش خدا چقدر دور میشود؟
05:46
368
2 سال پیش
05:46
اول: گلی، قرمز کمرنگ
547
2 سال پیش
حالا که نیست میفهمم، که بودن هرجورش به نبودن میارزد....
حالا که نیست میفهمم، که بودن هرجورش به نبودن میا...
06:00
547
2 سال پیش
06:00
پیش از شروع: خاطره
326
2 سال پیش
من فکر میکنم آدما چنگ میزنن به خاطره چون دیگه تکرار نمیشه، چیزیم جز اون ندارن. بعضیا شروع میکنن به مدام و توی هر جمعی گفتن و گفتن، من اما میخوام بنویسم....
من فکر میکنم آدما چنگ میزنن به خاطره چون دیگه تک...
01:38
326
2 سال پیش
01:38
توضیحات
رفتن برای من همیشه آبی است و دوست داشتن همیشه قرمز. در تمام نمایشگاههایم یک بوم سفید و خالی روی دیوار است که زیرش نوشته: بنفشی که قرمزش بیشتر باشد.