تابستون با تو شبیهِ شعری ناتموم بود.
نسیمی که موهاتو میرقصوند،
آفتابی که وقتی میخندیدی،
رنگ تازه میگرفت.
من هنوز یادمه...
اون روزایی که تو فقط نگاه میکردی و چیزی نمیگفتی.
حرف نزدنت، بلندتر از هر اعترافی بود.
نگاهت، همهچی رو لو میداد...
ولی تو ساکت موندی.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است