در طول مسیر ناگهان با قبیله ای برخوردند و توسط آنها به اردوگاهشان برده شدندچون فکر میکردند جاسوسند .اما کیمیاگر در دیدار با روسای آنها گفت ما آمده ایم که این سکه ها را به شما بدهیم و تمام سکه های پسر را به آنها داد و همچنین گفت پسر قدرت باد را دارد و میتواند بعد از سه روز قدرتش را نشان دهد
پسر از آنچه می گذشت سراسردلهره داشت
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است