قبل از اینکه داستان را شروع کنیم، باید یک چیز را کنار بگذاریم: تصویری که از موفقیت در ذهنمان ساختهایم.
من فرزینم؛ و سالهاست با روایت، طراحی، برند و داستانهایی سروکار دارم که آدمها و کسبوکارها با آنها خودشان را معرفی میکنند.
اما مدتی است یک سؤال ذهنم را رها نمیکند:
چرا داستان موفقیت همیشه از جایی تعریف میشود که آدم، دیگر موفق شده؟
در این قسمت، قبل از ورود به کتاب، درباره اینکه چرا «برندهها دروغ میگویند» صحبت میکنم؛ نه به این معنی که برندهها دروغگو هستند، بلکه چون هر داستانی وقتی فقط از زبان برنده روایت شود، بخشی از حقیقت را جا میاندازد.
این فقط شروع یک کتاب نیست.
شروع زیر سؤال بردن داستانی است که سالها درباره موفقیت شنیدهایم.
اولین نفر کامنت بزار
محتوایی پیدا نشد
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است